۱۴۰۵.۰۷.۰۸

سی‌وسومین نشست «بازار شکرفروشان» با موضوع «بازخوانی قصه‌های پیامبران در متون کهن فارسی» و با حضور سیدعلی میرفتاح به بیان معنای معجزه، حضرت صالح و درگیری‌های کلامی اشاعره و معتزله اختصاص داشت.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، سی‌وسومین جلسه از سلسله‌نشست‌های «بازار شکرفروشان»، عصر چهارشنبه ۸ مهرماه ۱۴۰۵، با موضوع «بازخوانی قصه‌های پیامبران در متون کهن فارسی» و با حضور سیدعلی میرفتاح، در دفتر اساتید زبان فارسی حوزه هنری برگزار شد.

سیدعلی میرفتاح در ابتدای این نشست با اشاره به مفهوم معجزه گفت: معجزه، همان‌طور که از نامش پیداست، چیزی است که خلق خدا از انجام آن عاجزند. در ادبیات عرب نیز به پیرزن عجوزه می‌گویند چرا که از انجام امور عاجز هستند. همه ما در برابر معجزاتی که پیامبران باعث و بانی آن هستند، عاجزیم.

او در ادامه عنوان کرد: معجزه از مسیر دیگری می‌آید و با پیشرفت علم نیز حاصل نمی‌شود. اگر روابط علت و معلولی را بپذیریم، این‌طور نیست که هر معلولی الزاماً علت شناخته‌شده‌ای داشته باشد. برای مثال، امروزه می‌دانیم که می‌توان با استفاده از اشعه مایکروویو و بدون دخالت مستقیم آتش، غذا را گرم کرد.

از بیان معنای معجزه تا نزاع اشاعره و معتزله

این روزنامه‌نگار و نویسنده با بیان اینکه معجزه فرایند یک امر غیبی است، اظهار کرد: معجزه یعنی خداوند دستی در عالم ببرد که خلاف روال عادی باشد؛ مانند جابه‌جا شدن طلوع و غروب خورشید. به تعبیر دیگر، معجزه یعنی خلاف عادت. تولد حضرت عیسی(ع) بدون پدر نیز نمونه‌ای از این امر است.

میرفتاح در ادامه با اشاره به داستان حضرت صالح(ع) و قوم ثمود، به برخی دیدگاه‌های کلامی در جهان اسلام پرداخت و گفت: ما در میان فرقه‌های کلامی اسلامی، گروه‌هایی مانند معتزله و اشاعره را داریم و در کنار آنها گروه‌های فرعی دیگری نیز شکل گرفته‌اند؛ از جمله باطنیان. باطنیان به جریان‌هایی مانند فاطمیان مصر و اسماعیلیان مرتبط دانسته می‌شوند و گرایش‌هایی نزدیک به تصوف داشتند و سخنانی مطرح می‌کردند که با دیدگاه اشاعره سازگار نبود.

او در ‌ادامه افزود: معتزله تا حدود زیادی در برخی مباحث کلامی به تشیع نزدیک‌تر بودند. امروز از جریان اشعری آثار و پیروان بیشتری باقی مانده است و در ادبیات فارسی نیز بزرگانی مانند حافظ، سعدی و مولوی را می‌توان با گرایش‌های اشعری مرتبط دانست؛ البته نه لزوماً بر اساس تمام مبانی خاص اشعری.

از بیان معنای معجزه تا نزاع اشاعره و معتزله

این نویسنده با اشاره به تفاوت دیدگاه اشاعره و باطنیان در مواجهه با متون دینی بیان کرد: اشعری‌ها با تأویل مخالفت داشتند و قائل بودند که باید به معنای ظاهری قرآن بسنده کرد. در مقابل، باطنی‌ها سخنان پیچیده‌تری نسبت به اعتزالی‌ها و اشاعره مطرح می‌کردند و معتقد بودند برخی عناصر و روایت‌های دینی باید به معنایی فراتر از ظاهر آنها تأویل شوند.

او در ادامه عنوان کرد: هیچ‌گاه تفکری یکباره به دنیا نمی‌آید و یکباره هم از دنیا نمی‌رود؛ بلکه تفکرات مدام شکل عوض می‌کنند. مرز میان این جریان‌ها نیز همیشه روشن و دقیق نیست. بنابراین درباره شخصیت‌های بزرگ نمی‌توان به‌سادگی گفت که فردی کاملاً اشعری یا کاملاً معتزلی بوده است. با این حال، شیعیان اولیه گرایش‌های عقل‌گرایانه بیشتری داشتند و از این منظر، به معتزله نزدیک‌تر بودند.

میرفتاح در بخش دیگری از سخنان خود به تفاوت میان «امر» و «اراده» الهی پرداخت و گفت: ما یک امر خدا داریم و یک اراده خدا. گاهی این دو با یکدیگر منطبق هستند و گاهی چنین نیستند. برای مثال، خداوند به فرشتگان امر می‌کند که بر آدم سجده کنند، اما در عین حال می‌توان این بحث را مطرح کرد که اراده الهی در مورد تحقق یا عدم تحقق این امر، مسئله‌ای جداگانه است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha